معنی دالی کردن
7 بازدید
[ دالْ لی کَ دَ ] (مص مرکب) نوعی بازی دادن کودکان خاصه کودکان خردسال و شیرخواره را با پنهان کردن خود یا سر خویش پشت حاجبی و سپس ظاهر کردن و ادا کردن کلمهٔ «دالی». پنهان کردن سر پشت دیواری یا کاخالی و سپس بیرون کردن و گفتن «دالی» برای خندانیدن کودکان. || بدیدار کسی رفتن و زود بازگشتن. آمدن نزد کسی یا جائی و زود رفتن. دیداری سخت کوتاه مدت کردن. زود رفتن از جائی خاصه در دیدار دوستی یا خویشاوندی. در مدتی نهایت کوتاه از کسان یا آشنایان دیدار کردن.
کلمات همقافیه با «دالی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر