معنی دالیة

معنی دالیة

7 بازدید
[ یَ ] (ع اِ) دولاب. (منتهی الارب). دولاب که بگاو گردد. (مهذب الاسماء). قسمی آلت آبیاری. (مفاتیح العلوم). چرخ آب. چرخ آب کش. چرخ آبی که بدست کشند یا بگاو. ج، دوالی. (مهذب الاسماء). || کوزهٔ دولاب. (منتهی الارب). || تنه ای دراز که در سر آن یک طرف رسن از برگ خرما و مانند آن بندند و در طرف دیگر دلو و نحو آن بسته بدان آب پاشی نمایند. (منتهی الارب). || انگور نیمرس اندک سیاهی گرفته. (منتهی الارب). انگور لک زده. رجوع به لک زدن شود. || غوره که بجائی آویخته شود تا پخته گردد و بخوردن درآید. ج، دوالی. (منتهی الارب).
[ یَ ] (ع اِ) ساق و تنهٔ بعض درختان که برروند دراز و جز با تکیه کردن بچیزی برپا نتواند بود چون رز و جز آن. ج، دوالی : و شجرات الفلفل شبیه اند به دوالی العنب. (ابن بطوطه).
[ یَ ] (اِخ) نام شهرکی است بر کنارهٔ غربی فرات میان عانة و رحبة. (معجم البلدان). آنرا دالیةبن طوق نیز گویند. (تجارب الامم ج ۲ ص ۳۷).

کلمات هم‌قافیه با «دالیة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید