معنی دالستان
8 بازدید
[ لِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان ساوه. واقع در ۱۳۰۰۰گزی جنوب ساوه و دارای ۳۱ سکنه است و محل قشلاقی چند خانوار از ایل بغدادی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ لِ ] (اِخ) نام موضعی به گلیجان رستاق ساری در مازندران. (مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۲۱ بخش انگلیسی و ترجمهٔ آن کتاب ص ۱۶۲).
کلمات همقافیه با «دالستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر