معنی دالبر

معنی دالبر

9 بازدید
[ بُ ] (ن مف مرکب، اِ مرکب) بریده چون دال. بریده شده بشکل دال. مقطوع بشکل حرف دال. چیزی که آنرا بشکل حرف دال بریده و قطع کرده باشند. (ناظم الاطباء). || کنگره و انحنا که بر کنارهٔ پارچه دهند بشکل دالهای متصل بیکدیگر. || پارچه که جانبی از آن را منحنی وار همچون دال های متصل بیکدیگر برند و جهت جلوگیری از جدا شدن پود از تار یا ریشه ریشه شدن لبهٔ بریده شدهٔ آن را بطرزی خاص دوزند || (در پرده) یَلَن. قسمی زینت پرده در قسمت فوقانی آن. تزیینی از پارچهٔ پرده یا تختخواب را و آن چنانست که قطعه ای از پارچهٔ همجنس خود پرده یا دو قطعه از آن بعرض پرده بطول حدود یک گز یا کمتر برگیرند و لبهٔ فروآویخته را چند انحنا بشکل حرف دال دهند و دوزند و آن قطعه یا دو قطعه را یکی اندکی فوق دیگری از بالای پرده بسوی پایین فروآویزند. || کلمهٔ دالبر در عبارت ذیل از تذکرة الملوک (تألیف بین سالهای ۱۱۳۷ تا ۱۱۴۲ هـ . ق.) در ردیف چیت و مثقالی و لندره که نوعی از سقرلات کم بهاست آمده و ظاهراً نوعی پارچه بوده است: در ذکر تحویلات فراش باشی مشعلدارباشی و «تحویل او بدین موجب است: قالی قالیچه تکیه نمد و دوشک... نمد لنگهٔ الوان گلیم، نمد بور. میلک. مثقالی، چیت، دالبر، لندره...». (تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص ۳۱).

کلمات هم‌قافیه با «دالبر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید