معنی دالابه
5 بازدید
[ بَ / بِ ] (اِ) شاگردانی که آنان را در قراول میگذارند. (ناظم الاطباء). قراول که عرب طلایع گوید: انجم رخشان که شب با مشعله بهر پاس خلوتت دالابه است. ؟ (از شعوری ج ۱ ص ۴۲۶). اما در فرهنگهای در دسترس نبود.
کلمات همقافیه با «دالابه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر