معنی داقع
7 بازدید
[ قِ ] (ع ص) آنکه مداق کسب جوید و طلب اندک از معیشت نماید. (منتهی الارب). الکئیب المهتم. (اقرب الموارد). رجل داقع؛ مردی بادمال. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «داقع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قع» برای سرودن شعر