معنی دافق
6 بازدید
[ فِ ] (ع ص) جهنده. ریزنده. ریزندهٔ آب || ماءدافق؛ ای مدفوق، آب جهیده. (منتهی الارب). ریخته شده. || ماءدافق کنایه از آب مردست.
کلمات همقافیه با «دافق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فق» برای سرودن شعر