معنی داغ و دود
6 بازدید
[ غُ ] (ترکیب عطفی) درد و رنج و غم : همی گفت هرکس که شاها چه بود که روشن دلت شد پر از داغ و دود. فردوسی. کزایدر بایوان خرامید زود مدارید بر دل ز ما داغ و دود.فردوسی. رجوع به داغ و رجوع به دود و رجوع به ترکیبات داغ شود.
کلمات همقافیه با «داغ و دود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر