معنی داغ نشاندن
6 بازدید
[ نِ دَ ] (مص مرکب) قرار دادن داغ. داغ کردن : بزم صحبت گرم خواهی شمع آیین برفروز داغ را در سینه بنشان ناله را آواز کن. مخلص کاشی.
کلمات همقافیه با «داغ نشاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر