معنی داغ قصار
8 بازدید
[ غِ قَ صْ صا ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) داغ گازر. داغ گازران : هر فرش سقلاطون که مه، صباغ او بودی سه مه از آتش گردون سیه چون داغ قصار آمده. خاقانی. ازآن گلیم که بر سنگ طور شست کلیم نرفت نقطه از آن زآنکه داغ قصار است. میرخسرو. رجوع به داغ گازر شود.
کلمات همقافیه با «داغ قصار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر