معنی داغ رفتن
5 بازدید
[ رَ تَ ] (مص مرکب) زایل شدن اثر داغ. داغ شستن. (آنندراج). دور کردن داغ. مقابل داغ ماندن. (از آنندراج): ساقی ز می کدورت دل کم نمیشود بنشین که لاله داغ ز باران نمیرود.کلیم.
کلمات همقافیه با «داغ رفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر