معنی داغی شدن
8 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) اثر داغ گرفتن بر اندام. در عداد داغداران در آمدن آدمی یا حیوان. || عیب دار شدن. معیوب شدن. || شهرت یافتن. رسوا گشتن. || کهنه شدن و از این جهت است که کهنه را داغینه گویند. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «داغی شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر