معنی داغکننده
7 بازدید
[ کُ نَ دَ / دِ ] (نف مرکب) نعت فاعلی از داغ کردن: هُسُم؛ داغ کنندگان. (منتهی الارب). || محرک : و اگر بچیزی داغ کننده و قابض حاجت آید زنگار بسرکه سایند و اندرچکانند اندک اندک. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «داغکننده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر