معنی داغکردنگاه
5 بازدید
[ کَ دَ ] (اِ مرکب) آنجا از اندام که داغ کنند. جای داغ نهادن. آنجای که آهن تفته نهند داغ را. داغگاه: معلوط؛ داغ کردنگاه بر گردن شتر. (منتهی الارب)[ کَ دَ ] (اِ مرکب) آنجا از اندام که داغ کنند. جای داغ نهادن. آنجای که آهن تفته نهند داغ را. داغگاه: معلوط؛ داغ کردنگاه بر گردن شتر. (منتهی الارب)
کلمات همقافیه با «داغکردنگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر