معنی داغر

معنی داغر

6 بازدید
[ غِ ] (ع ص) فرومایه و ذلیل: ذهب صاغراً داغراً؛ رفت خوار و ذلیل. (منتهی الارب).
[ ] (اِخ) اسعد خلیل. متولد در کفر سیمای لبنان. وی در حکومت سودان کارمند امور قضائی بود و مقالات مختلف ادبی و اجتماعی و لغوی دارد که در مجلات نشر گشته است. و نیز روایات و کتب دینی دارد که بیشتر آنها در مطبعهٔ آمریکایی بیروت طبع شده است. از آثار اوست: ۱- تاریخ الحرب الکبری بشعر (بیروت ۱۹۱۹ م.). ۲- تاریخ ولیم الظافر (۱۸۹۸). ۳- حالةالامم و بنی اسرائیل فی سنةمیلاد. (بیروت ۱۸۹۶). ۴- راسبوتین الراهب المحتال (مصر ۱۹۲۱). ۵- فاجعةالفواجع. و آن مجموعهٔ مراثی اسکندر برکات فقیه است که از آن جمله پنج مرثیه از نظم خود مؤلف کتابست. (مصر ۱۸۹۵). ۶- مذاکرات مادام اسکویث ترجمه از انگلیسی (۱۹۲۲). (معجم المطبوعات العربیة).
[ ] (اِخ) اسعد. یکی از نویسندگان روزنامهٔ الاهرام متولد در تنورین به لبنان. او راست: ۱- ثورة العرب، مقدماتها، اسبابها، نتائجها. بقلم یکی از اعضاء جمعیة العربیة(۱۹۱۶ م.) و در اول آن خریطة بلاد العرب. ۲- حضارةالعرب، یا جغرافیای تاریخ عرب که بچهار فصل تقسیم کرده است. (مصر ۱۹۱۸ و طبع ثانی آن ۱۹۱۹ م.). (معجم المطبوعات العربیه).

کلمات هم‌قافیه با «داغر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «غر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید