معنی داغداغان
7 بازدید
(اِ) درختی است با چوب سخت و خم پذیر و خاکستری رنگ و میوه ای شبیه به زال زالک ولی بسیارکوچک و شیرین برنگ خاکی یا کبود تیره و در قزوین نیز روید. درختی است از تیره اولماسئه و از جنس سلتیس . چهار گونه ازین درخت را در خشک جنگلهای نیم مرطوب شمال و کوهستانهای استپی دیده اند و گااوبا می گوید جز سه گونهٔ آن را ندیده است . نامی است که در گرگان و ارسباران و خلخال و قزوین باین درخت دهند و در تهران «تا» گویند یا «ته». در کتول توغدان. و در گرگانرود تی گیله. نامهای دیگر آن: اِلمیس، مَیس، تخم، تا، تادانه، تادار، ته دار، تاغدارن، توغدان، تی گیله، ته، چوب نظر، تایله، تاغوت، توغ است. رجوع به تادانه و رجوع به جنگل شناسی ساعی ج ۱ ص ۲۳۱ شود.
کلمات همقافیه با «داغداغان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر