معنی داغبرروی
6 بازدید
[ بَ ] (ص مرکب) داغ بررو. کنایه از غلام و پرستار. (آنندراج): حبش داغ برروی فرمان اوست سیه پوشی زنگ ز افغان اوست.نظامی. رجوع به ترکیبات کلمهٔ داغ و نیز رجوع به مجموعهٔ مترادفات ص ۲۵۷ شود.
کلمات همقافیه با «داغبرروی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر