معنی داغان
7 بازدید
(ص) متلاشی. در تداول عامه، درب و داغان؛ سخت متلاشی و ازهم پاشیده. || پراکنده. داغون (در تداول مردم تهران).(اِخ) نام محلی کنار راه قم و اصفهان میان دوراههٔ کاشان و قلعه چم. در ۱۷۱۵۰۰گزی تهران.
کلمات همقافیه با «داغان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر