معنی داعیالدعاة
7 بازدید
[ عِدْ دُ ] (ع اِ مرکب) در درجات و مراتب هفتگانهٔ اسماعیلیه یعنی ناطق و اساس و امام و حجت و داعی و مأذون و مستجیب، گاهی میان حجت جزایر و امام درجه ای ذکر میکنند باسم باب که شاید همان است که گاهی هم «حجت اعظم» نامیده میشود و در طریقهٔ صباحیه (پیروان حسن صباح) که بدعوت جدیده معروف بود بعنوان رئیس مجلس دعوت در مصر و «داعی الدعاة» نامیده میشد که ظاهراً باب امام زمان و دربان دعوت او منظور است. رجوع به اسماعیلیه شود.[ عِدْ دُ ] (اِخ) عبدالجباربن اسماعیل بن عبدالقوی و حاج بن عبدالقوی نیز گفته اند. از بازماندگان انصار فاطمیین به مصر بود از پس آنکه دولت آنان برفته بود، او با گروهی از باطنیهٔ اسماعیلیه و غیر آنان اتفاق کرد و عمارهٔ یمنی در میان آنان بود بر فریفتن سلطان صلاح الدین ایوبی. و سلطان بر احوال ایشان دانا شد و ایشان را در میان گرفت و در خانه های پراکنده در قاهره بدار آویخت و عبدالجبار از آن جمله بود (۵۶۹ هـ . ق.). (الاعلام زرکلی ج ۴ ص ۴۷ چ ۲ ذیل عبدالجبار).
کلمات همقافیه با «داعیالدعاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر