معنی داش‌تپه

معنی داش‌تپه

7 بازدید
[ تَ پْ پَ / پِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان قره پشلو بخش مرکزی شهرستان زنجان. واقع در ۵۴هزارگزی شمال باختری زنجان و ۲هزارگزی راه عمومی خلخال. کوهستانی، سردسیر و دارای ۴۰۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه، محصول آنجا غلات، شغل اهالی آن زراعت و گلیم و جاجیم بافی و راه آنجا مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ تَ پْ پَ / پِ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرحمت آباد بخش میاندواب شهرستان مراغه واقع در ۱۹هزارگزی شمال باختری میان دوآب و ۱۲هزارگزی شمال شوسهٔ میاندوآب به مهاباد. جلگه و معتدل و مالاریایی و دارای ۳۴۱ تن سکنه است. آب آن از سیمین رود، محصول آنجا غلات و چغندر و شغل اهالی آن زراعت، صنایع دستی مردم آنجا گلیم بافی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ تَ پْ پَ / پِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان خرقان غربی، بخش آوج شهرستان قزوین. واقع در ۶۵هزارگزی باختر آوج. کوهپایه، معتدل، دارای ۲۹۲ تن سکنه. آب آن از چشمه سار، محصول آن غلات و نخود و مختصری باغات و عسل، شغل اهالی آن زراعت و قالی بافی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).

کلمات هم‌قافیه با «داش‌تپه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «په» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید