معنی دار و مدار
5 بازدید
[ رُ مَ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) انتظام امور. || مایملک شخص. دارایی. (ناظم الاطباء). اما صحیح کلمه «دار و ندار» است. رجوع به دار و ندار شود.
کلمات همقافیه با «دار و مدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر