معنی دار فرج
8 بازدید
[ رُ فَ رَ ] (اِخ) محله ای در مشرق شهر بغداد، بالای بازار یحیی. فرج نام یکی از غلامان حمدونه بنت غضیض است که از کنیزکان رشید بوده و از او فرزندی آورده است. دار فرج از بناهای استوار کرانهٔ دجله بوده است. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «دار فرج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رج» برای سرودن شعر