معنی دار زدن
5 بازدید
[ زَ دَ ] (مص مرکب) بر دار کردن. بدار کشیدن. حلق آویز کردن.
کلمات همقافیه با «دار زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر