معنی داریان

معنی داریان

6 بازدید
[ دارْ ] (اِخ) دهی از دهستان خامنه بخش شبستر شهرستان تبریز است که در هفت هزارگزی شمال غربی شبستر و پنج هزارگزی راه شوسهٔ صوفیان به شاهپور واقع است. کوهستانی. معتدل و سکنهٔ آن ۳۰۸۸ تن است. آب آن از چشمه و محصول عمدهٔ آن غلات و حبوبات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ دارْ ] (اِخ) دهی از دهستان اورامان لهون بخش پاوه شهرستان سنندج است که در ۲۶ هزارگزی شمال پاوه و ۳هزارگزی جنوب رودخانه سیروان واقع است. کوهستانی سردسیر و سکنهٔ آن ۵۷۵ تن است. آب آن از چشمه ها و محصول عمدهٔ آن انار و انواع میوه جات و لبنیات و شغل اهالی مکاری و گله داری است و راه آن مالرو است. یک دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ دارْ ] (اِخ) دهی از دهستان دورج و داریان بخش مرکزی شهرستان شیراز است که در ۳۸هزارگزی خاور شیراز و ۲ هزارگزی شوسه شیراز به جهرم واقع شده است. جلگه ای معتدل و مالاریائی و سکنهٔ آن ۱۱۵۲ تن است. آب از چاه و قنات و محصول آن غلات، چغندر، سیب زمینی است. شغل اهالی زراعت است. یک دبستان و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ دارْ ] (اِخ) نهری است در شوشتر که گویند دارا احداث کرده است. (لغات محلی شوشتر نسخهٔ خطی).

کلمات هم‌قافیه با «داریان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید