معنی دارگل
[ گُ ] (اِ مرکب) نوعی از درخت که در هندوستان شایع است. (آنندراج).[ گُ ] (اِخ) ده از بخش گوران شهرستان شاه آباد که در ۱۵هزارگزی شمال خاوری گهواره دره و شمالی کوه قلعه قاضی واقع و محلی است کوهستانی. سردسیر. سکنهٔ آن ۲۵۰ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، حبوبات، صیفی، توتون، میوه جات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد ساکنان از تیره سادات صدری هستند. دارگل پنج ده کوچک نزدیک بهم بنام دارگل سیدحسن -سیدسلیم - رشیدعلی طیمز -سیدمیرزا است و سکنه پنج ده جمعاً ۲۵۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «دارگل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گل» برای سرودن شعر