معنی داروی جراح
9 بازدید
[ یِ جَ رْ را ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) داروی بیهوشی. (غیاث).
کلمات همقافیه با «داروی جراح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر