معنی داروکده
6 بازدید
[ کَ دَ / دِ ] (اِ مرکب) داروخانه : هر عقاقیر که داروکدهٔ بابل (کابل) راست حاضر آرید و عطا بدرهٔ زر بازدهید. خاقانی. رجوع به داروخانه شود.
کلمات همقافیه با «داروکده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر