معنی دارون
16 بازدید
[ دارْ وَ ] (اِ) درخت نارون. (ناظم الاطباء).[ دارْ وُ ] (اِخ) نام ناحیه ای است در ارمنستان. یکی از تاریخ نویسان ارمنی کتابی به نام «تاریخ دارون» بصورت سالنامه و بزبان سریانی منتشر کرده است. نویسندهٔ تاریخ دارون زنوب گلاگی نام داشته و اصلاً از بنی سام بوده است. دوران زندگی او اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم میلادی است. رجوع به ایران باستان پیرنیا ج ۱ ص ۹۷ شود.[ دارْ وَ ] (اِخ) دهی از دهستان دیره بخش گیلان غرب شهرستان شاه آباد. در ۳۲ هزارگزی شمال باختری گیلان و یکهزار گزی باختر شوسهٔ گیلان به سرپل ذهاب واقع و محلی است دامنه. گرمسیر. مالاریایی. سکنهٔ آن ۵۰ تن است. آب آن از رودخانه دیره، محصول آن غلات، ذرت، پنبه، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. تابستان حدود ییلاق هوکانی و درگه میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «دارون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر