معنی داروفروش
6 بازدید
[ فُ ] (نف مرکب، اِ مرکب) دوافروش : چه خوش گفت یکروز داروفروش شفا بایدت، داروی تلخ نوش.سعدی.
کلمات همقافیه با «داروفروش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر