معنی داروغگی
7 بازدید
[ غَ / غِ ] (حامص) شبگردی و پاسبانی. || حکومت و نظارت. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «داروغگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر