معنی دارنیزه
7 بازدید
[ نَ زَ / زِ ] (اِ مرکب) درختی است در هندوستان : کوهی است بر او خیزران و دارنیزه و پلپل و جوز هندی بسیار خیزد (حدود العالم، ذیل شرح شهر ملی. و نیز ذیل صمور، سندان، کنبایه و اورشفین). چون در جای دیگر کتاب دارچینی بنام خود یاد شده است ظاهراً دارنیزه با دارچینی فرق دارد، هر چند که در ردیف پلپل و جوز هندی آمده است. معهذا ممکن است دارچینی را قدما دارنیزه هم گفته باشند؟
کلمات همقافیه با «دارنیزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر