معنی دارماهی
(اِخ) دهی از دهستان هنام و بسطام بخش سلسله شهرستان خرم آباد که در ۲۴هزارگزی جنوب خاوری الشتر و ۱۲ هزارگزی خاور راه شوسه خرم آباد به کرمانشاه واقع و محلی است جلگه، سردسیر مالاریائی و دارای ۱۲۰ تن سکنه. آب آن از چشمه ها و محصول آنجا غلات و حبوبات، لبنیات و شغل اهالی، زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. ساکنین از طایفه حسنوند هستند و در زمستان قشلاق میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).(اِخ) دهی از بخش سومار شهرستان قصرشیرین که در ۸هزارگزی شمال خاوری سومار و کنار رودخانه کنگیر واقع و محلی است تپه ماهور، گرمسیر و سکنهٔ آن ۵۰ تن است. آب آن از رودخانه کنگیره محصول آنجا، غلات، لبنیات، مختصر حبوبات، ذرت، پنبه و شغل اهالی، زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «دارماهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر