معنی دارقطنی
5 بازدید
[ رِ قُ ] (اِخ) علی بن عمروبن احمدبن مهدی بغدادی دارقطنی شافعی یا شیعی. کنیت او ابوالحسن بود. حافظ، فقیه، محدث، فاضل بود و در مذهب شافعی تفقه کرده در علم حدیث بر تمام معاصران خویش برتری یافته بود. در فقه و تفسیر و شعر و علوم ادبی و معرفت حال روات و موارد اختلاف فقها دستی توانا داشته و ابوبکر برقانی و ابوطیب طبری و حافظ ابونعیم صاحب حلیةالاولیاء و نظایر ایشان از وی روایت میکنند اکثر دواوین عرب و از جمله دیوان سیدحمیری را در حفظ داشته است. از آثار او این کتابها معروف است. ۱- السنن که معروف به سنن دارقطنی است و در سال ۱۳۱۰ هـ . ق. در هند بچاپ رسیده است. ۲- المختلف و المؤتلف. دارقطنی در سال ۳۸۵ هـ . ق. در بغداد وفات یافته و در کنار آرامگاه معروف کرخی بخاک سپرده شده است. (از ریحانة الادب ج ۲ ص ۶).[ رِ قُ ] (اِخ) محمدبن حسن بن محمدبن زیاد شعرانی قاری، حافظ و مفسر قرآن، مکنی به ابوبکر و صاحب کتب زیر است: ۱- ارم ذات المعاد. ۲- اشارة فی غریب القرآن. ۳- دلائل النبوة. ۴- شفاءالصدور در تفسیر. ۵- معجم اصغر. ۶- معجم اکبر. ۷- معجم اوسط و این سه کتاب فهرستی از اسامی قاریان قرآن با ذکر شیوهٔ قرائت ایشان است. ۸- المناسک. ۹- المواضع فی معانی القرآن. کتابهای دیگری نیز داشته است. درگذشت او در سال ۳۵۱ هـ . ق. رخ داده است. (ریحانة الادب ج ۲ ص ۶ و ۷).
کلمات همقافیه با «دارقطنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر