معنی دارش
5 بازدید
[ رِ ] (اِمص) نگاه داشتن و محافظت کردن. (برهان).[ رِ ] (ع اِ) پوست سیاه. مثل اینکه فارسی الاصل است. (منتهی الارب). چرم سیاه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دارش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رش» برای سرودن شعر