معنی دارسنب
8 بازدید
[ سُمْبْ ] (اِ مرکب) دارکوب. رجوع به داربر شود. || مته، وسیلهٔ سوراخ کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دارسنب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نب» برای سرودن شعر