معنی داررس
6 بازدید
[ رْ رَ ] (اِخ) ده کوچکی است از بخش گوران شهرستان شاه آباد واقع در ۳۰ هزارگزی شمال باختری گهواره و سکنهٔ آن ۶۰ تن است و از تیرهٔ اسپری هستند. اهالی آن در زمستان به گرمسیر میروند. مزرعهٔ حاتم جمی رشیدالسلطنه جزء این آبادی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «داررس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر