معنی داربید
7 بازدید
(اِخ) دهی از دهستان چهاربخش هرسین شهرستان کرمانشاه. فعلاً مخروبه است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).(اِخ) ده کوچکی است از دهستان خزل شهرستان نهاوند در ۵۸هزارگزی شمال باختری شهر نهاوند. کنار راه رودخانهٔ گاماسیاب با ۳۰ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵ ص ۱۶۹).(اِخ) دهی از دهستان دوستان بخش بدره شهرستان ایلام در ۷۸هزارگزی شمال راه مالرو زرین آباد. کوهستانی. گرمسیر با ۱۰۰ تن سکنه. آب آن از چشمهٔ بهرام خانی. محصول آنجا غلات و لبنیات و توتون. شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).(اِخ) دهی از دهستان ماهیدشت بالا بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان. در ۲۷هزارگزی جنوب کرمانشاه و ۲ هزارگزی جنوب سنگر ساقی. دامنه. سردسیر. و سکنهٔ آن ۱۱۵ تن است. آب آن از چشمه سار و بخوبی مشهور است. محصول آنجا غلات، جزئی حبوبات، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است و راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).(اِخ) مرکز دهستان منصوری بخش مرکزی شاه آباد. ۳۶هزارگزی جنوب خاوری شاه آباد. کوهستانی سردسیر با ۴۳۹ تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات، دیم، لبنیات، شغل اهالی آنجا زراعت و گله داری است. راه فرعی از طریق چشمه سنگی به شاه آباد دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «داربید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر