معنی داربر
6 بازدید
[ بُ ] (اِ مرکب) مرغی است سبزرنگ که درختان را به منقار سوراخ کند آن را به شیرازی دارنمک خوانند. (برهان). و رجوع به دارکوب شود.
کلمات همقافیه با «داربر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر