معنی دارانی

معنی دارانی

8 بازدید
(اِخ) عبدالرحمن بن احمدبن عطیه دارانی دمشقی مکنی به ابوسلیمان از اکابر عرفا و رجال طریقت و مشایخ شام که در میان این طبقه مسلم خاص و عام و به کثرت فضل و زهد و تقوی معروف است. وفات او را بین سالهای ۲۰۳ و ۲۲۴ هـ . ق. بروایات مختلف نوشته اند. نسبت او به دیهی بنام داریا است که از دهات غوطهٔ دمشق بوده و مولد و مسکن و مدفنش همانجا است و اکنون خاک او زیارتگاه مردم است. این نسبت دارانی به داریا[ ی یا ] برخلاف قیاس است (ریحانة الادب). هجویری دربارهٔ وی گوید: وی را کلام لطیف است اندر معاملات و حفظ قلوب و رعایت جوارح. (کشف المحجوب).
(اِخ) دهی از دهستان کرزان رود شهرستان تویسرکان. شش هزارگزی جنوب شهر تویسرکان. پنج هزارگزی جنوب راه شوسهٔ تویسرکان به کرمانشاه. کوهستانی سردسیر. سکنه ۹۰۰ تن. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات، حبوبات، لبنیات، انگور است. شغل اهالی زراعت، گله داری. راه آن مالرو است. در دو محل به فاصله دو هزارگز واقع و بالا و پائین نامیده شده. سکنه بالا ۳۷۰ تن است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).

کلمات هم‌قافیه با «دارانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید