معنی دارالمیزان
6 بازدید
[ رُلْ ] (اِخ) دهی از دهستان گله دار بخش کنگان شهرستان بوشهر. در هفتاد و چهارهزارگزی جنوب خاوری کنگان. کنار راه عمومی پس رودک به بیرم. جلگه. گرمسیر مالاریایی و دارای ۵۰۰ تن سکنه. آب از چاه. محصول آن غلات، تنباکو، پیاز. شغل اهالی زراعت. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «دارالمیزان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر