معنی دارالخیل
6 بازدید
[ رُلْ خَ ] (اِخ) از قصرهای خلفای عباسی در بغداد. کاخی بود بسیار عظیم و ایوانی داشت که طول و عرض آن هر یک هزار ذراع بود و در اعیاد، و هنگام ورود رسولان و پیکان دیگر کشورها در هر طرف آن پانصد اسب سوار می ایستاد. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «دارالخیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر