معنی دارات
6 بازدید
(اِ) کرّ و فَرّ و شأن و شوکت. دار و گیر. (برهان) (انجمن آرا): بدرود که پیش ملکان در صف محشر دارات نمودی چو علی در صف صفین. معزی. رجوع به داراب شود.(اِخ) جمع دارة که در عربی به معنی قبیله، محل، و زمین وسیع میان کوهستانها، و حلقه و هالهٔ ماه است. دارات العرب جاهایی است در شهرهای عرب مانند دارة جلجل و دارة رفرف که تمام آنها در قاموس گرد آورده شده است. (اقرب الموارد). رجوع به دارة شود.(اِخ) قریه ای است در سوریه. (بخش اعلام المنجد).
کلمات همقافیه با «دارات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر