معنی دارابجردی
7 بازدید
[ جِ ] (اِخ) محمد دارایی متخلص به «شاه» که در دورهٔ صفویه میزیسته و مدتی در هند بوده و در هر علم کم و بیش آگاهی داشته است. نمونه ای از شعر او این است: جهدی کن و در راه خدا پا بردار زاد ره آخرت ز دنیا بردار با دست تهی مرو بدرگاه کریم آب از ساحل برای دریا بردار. (تذکرهٔ نصرآبادی ص ۱۸۶).
کلمات همقافیه با «دارابجردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر