معنی داد و بیداد
8 بازدید
[ دُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) رجوع به داد و رجوع به بیداد شود. || عدل و جور. انصاف و ظلم. || داد و فریاد در تداول عوام، هیاهو. جار و جنجال بپا کردن.
کلمات همقافیه با «داد و بیداد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر