معنی دادیاب
6 بازدید
[ دادْ ] (نف مرکب) یابندهٔ عدل. انصاف جوینده. || داد یافته. انصاف دیده. انصاف جسته : سایهٔ یزدان تویی و آفتاب ملک تو خلق یزدان از تواند انصاف جوی و دادیاب. سوزنی.
کلمات همقافیه با «دادیاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر