معنی دادک
6 بازدید
[ دَ ] (اِ) لَلَه. (جهانگیری). اتابک. (انجمن آرا). مقابل «دادا» و «دَدَه» پیرغلام قدیمی باشد. (برهان). پیرغلام کهن : تو آن نازنینی که در مهد فطرت روان دایگان برتر از عقل و دادک. اثیراخسیکتی (از انجمن آرا) در نسخه ای از جهانگیری بجای دایگان، دادکان آمده است. و شاید مصراع دوم بصورت ذیل بوده: روان دایگان مر ترا، عقل دادک. || (اِ مرکب) دادبیک. (جهانگیری). مخفف دادبیک یعنی رئیس عدالتخانه (از داد فارسی و بیک ترکی). میرداد، که دیوان عدالت بدو مفوض باشد: همه بادش ز حاجب و ز امیر همه لافش ز دادک و ز وزیر.سنائی. رجوع به دادبک شود.
کلمات همقافیه با «دادک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دک» برای سرودن شعر