معنی دادپرور
7 بازدید
[ پَ رْ وَ ] (نف مرکب) پرورندهٔ داد. عدل پرور: خواجه بوسهل دادپرور دین کدخدای برادر سلطان.فرخی. بزرگان آن دادپرور دیار دعا تازه کردند بر شهریار.نظامی. کرد با دادپروران یاری با ستمکارگان ستمکاری.نظامی.
کلمات همقافیه با «دادپرور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر