معنی دادورز
6 بازدید
[ دادْ وَ ] (نف مرکب) که عدل ورزد. که داد کند. دادگر. دادور: دو پروردهٔ شاه بدخواه سوز یکی دادورز و یکی دین فروز.اسدی. دستور دادگستر سلطان دادورز مسعودسعد ملکت سلطان کامکار.سوزنی.
کلمات همقافیه با «دادورز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رز» برای سرودن شعر