معنی دادنی
6 بازدید
[ دَ ] (ص لیاقت) درخور دادن. چیزی که لایق دادن باشد. (آنندراج). || که دادن آن لزومی دارد. که دادن سزاوار آن بود: چون به خوار ری رسید [ مسعود غزنوی ] شهر را به زعیم ناحیت سپرد و مثالها که دادنی بود بداد. (تاریخ بیهقی ص ۲۳ چ ادیب). پای در این صومعه ننهادنی است چون بنهی واستده دادنی است.نظامی. - امثال: حق گرفتنی است نه دادنی. || مقروض. وامدار. بده کار: به بقال سرگذر فلان مبلغ دادنی هستم، بدو وامدارم.
کلمات همقافیه با «دادنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر