معنی دادرک
6 بازدید
[ دَ رَ ] (اِمصغر) برادر کوچک. برادرک.[ دَ رَ ] (اِخ) لقب نجم الدین از درویشان نقشبندی مرید خواجه بهاالدین نقشبند: حضرت خواجهٔ ما قدس اللََّه روحه توجه به مولانا نجم الدین دادرک کوفینی کردند. (انیس الطالبین ص ۷۸ نسخهٔ خطی مؤلف). تا حضرت خواجه از مولانا دادرک عفو فرمودند... و در خدمت ایشان مولانا دادرک بود... خواجه مولانا دادرک را با بعضی از درویشان فرمودند که بطرف آن خانه بروید. (انیس الطالبین ص ۷۸). خواجه مولانا دادرک را گفتند اگر تو ابتدا این را قبول میکردی حکمت بسیار بر تو ظاهر میشد مولانا دادرک قوی نادم شد. (انیس الطالبین ص ۷۹). ما را درویشی است در بخارا مولانا نجم الدین دادرک نام، او را طلب نمائیم تا فردا نماز پیشین را بیاید. (انیس الطالبین ص ۱۳۹).
کلمات همقافیه با «دادرک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر